دوشنبه، 13 مهر 1405
رخدادشهر » اقتصاد » کمبود دارو؛ مشکل تامین یا سیاستگذاری؟

کمبود دارو؛ مشکل تامین یا سیاستگذاری؟

کد خبر: 13885

  سه‌درخواست تحقیق و تفحص از سازمان غذا و دارو، هر کدام با امضای ۲۰نماینده و با بخشی از امضاکنندگان مشترک، حالا روی میز کمیسیون بهداشت مجلس است. ۶مهر وزیر بهداشت در کمیسیون حاضر شد و وزارتخانه ۱۰روز فرصت گرفت مستندات و پاسخ‌های خود را درباره محورهای مطرح‌شده ارائه کند.

رخدادشهر: همان جلسه نشان داد که حتی درباره اندازه مساله هم تصویر واحدی وجود ندارد. دستگاه‌های نظارتی و امنیتی از کمبود بیش از ۵۰۰‌قلم دارو گفتند و سازمان غذا و دارو عددی کمتر از ۱۰۷‌قلم اعلام کرده است. ممکن است بخشی از این فاصله به‌تعریف و شیوه شمارش برگردد اما اختلافی در این ابعاد را نمی‌شود صرفا کنار گذاشت. پیش از آنکه درباره مقصر حرف زده شود باید معلوم باشد بازار دارو با چه تصویری اداره می‌شود.

جهان صنعت نوشت، البته بحران دارو فقط محصول تصمیم‌های سازمان غذا و دارو نیست. تحریم، دشواری انتقال پول، تاخیر در تخصیص ارز، بدهی بیمه‌ها، کمبود نقدینگی و اختلال مسیرهای حمل‌ونقل هرکدام می‌توانند یک زنجیره تامین را مختل کنند. بررسی منصفانه باید سهم این عوامل را هم ببیند. اینجا درست نقطه شروع بررسی است. در هر کمبود، اولین نشانه خطر چه زمانی دیده شده، چه وقت به‌تصمیم تبدیل شد و کجا زمان از دست رفت؟ اگر بیمار زودتر از نظام پایش متوجه کمبود شده باید دید هشدار در کجای مسیر جا مانده چون قفسه خالی داروخانه‌ها آخر بحران است نه نقطه شروع آن.

موجودی انبار امنیت دارویی نیست

ماده‌۷۱ برنامه هفتم، وزارت بهداشت را مکلف کرده ذخایر راهبردی دارو و تجهیزات مصرفی پزشکی را دست‌کم به‌اندازه شش ماه نیاز کشور تامین کند و هرشش‌ماه گزارش عملکرد آن را به‌کمیسیون بهداشت و معاونت نظارت مجلس بدهد. بودجه‌۱۴۰۴ برای اجرای همین تکلیف محل استقرار ذخیره را هم مشخص کرد: سه‌ماه در سطح تولیدکننده و واردکننده و سه‌ماه در سطح شرکت‌های پخش با قرارداد و ثبت تعهدات دوطرف. برای تامین این ذخایر منابع صندوق توسعه ملی هم وارد میدان شد یعنی با یک موجودی معمول تجاری یا برنامه عادی انبارداری طرف نیستیم بلکه منابعی خارج از جریان معمول بودجه به‌کار گرفته شده تا در زمان اختلال، زنجیره تامین امکان ادامه کار داشته باشد بنابراین موجودی عادی انبار را نباید با ذخیره راهبردی قابل اتکا یکی گرفت.

۶ماه؛ نیاز واقعی یا مصرف ثبت‌شده؟

شش‌ماه ذخیره وقتی معنا دارد که مبنای محاسبه‌اش درست باشد. مصرف ثبت‌شده همیشه همان نیاز واقعی نیست به‌ویژه اگر دوره مبنا خودش با کمبود گذشته باشد. در چنین شرایطی فروش پایین می‌تواند به‌جای کاهش نیاز، نتیجه نرسیدن دارو به‌بازار باشد. بیماری که دارویش را پیدا نکرده، در آمار مصرف هم ردّی از او نمی‌ماند بنابراین اگر نیاز کشور فقط از روی فروش و مصرف گذشته محاسبه شود خطر این هست که کمبود دیروز، مبنای برآورد ذخیره فردا شود. تفکیک ذخیره راهبردی از موجودی جاری شبکه هم اهمیت دارد. وقتی برای ذخیره قرارداد و تعهد مشخص تعریف شده، باید معلوم باشد چه میزان کالا واقعاً برای شرایط بحران کنار گذاشته شده و چه میزان همان موجودی عادی تولیدکننده، واردکننده یا شرکت پخش است.

مخلوط‌شدن این دو می‌تواند تصویری بزرگ‌تر از توان واقعی ذخیره بسازد. از طرف دیگر همه داروها ریسک یکسانی ندارند. محصولی با چند تولیدکننده، ماده اولیه در دسترس و زمان تامین کوتاه را نمی‌شود با دارویی در یک ردیف گذاشت که API یا حد واسط آن وارداتی است، منابع محدودی دارد، Lead Time  آن طولانی و جایگزین درمانی‌اش هم کم است بنابراین شش‌ماه کف قانونی بوده و نه یک نسخه واحد برای همه اقلام. در عمل اعتبار عدد شش‌ماه به‌سه‌چیز بستگی دارد: نیاز واقعی، موجودی واقعا متعهدشده و ریسک تامین هر قلم.

۷۰۰‌میلیون‌دلار؛ فاکتور خرید کافی نیست

از مجوز یک‌میلیارد دلاری حوزه سلامت، ۷۰۰‌میلیون‌دلار برای ذخایر راهبردی دارو و تجهیزات پزشکی در نظر گرفته شد، ۳۵۰‌میلیون‌دلار برای تامین خارجی و معادل ریالی ۳۵۰‌میلیون‌دلار برای خرید از داخل اما در چنین پرونده‌ای رقم تخصیص یا قرارداد به‌تنهایی چیزی درباره وضعیت واقعی ذخیره نمی‌گوید. میان پولی که تخصیص یافته، قراردادی که بسته شده، کالایی که تحویل شده و موجودی‌ای که امروز قابل استفاده است فاصله وجود دارد.

در گزارش ششم تیر سازمان غذا و دارو، قراردادهای بخش ارزی تا سقف ارز تخصیص‌یافته منعقد شده بود اما حدود نیمی از اقلام بالفعل وارد و تحویل شده بود. در بخش ریالی هم حدود ۵۰‌درصد اقلام موضوع قرارداد تحویل شده بود. سازمان همان زمان اعلام کرد بخشی از کالاهای تامین‌شده در شرایط بحرانی وارد شبکه مصرف شده‌اند. این اعداد تصویر همان مقطعند و نه پاسخ به‌این سوال که امروز چه میزان ذخیره در دسترس است. مصرف ذخیره در بحران طبیعی است و بعد از آن سرعت و میزان جایگزینی ذخیره اهمیت پیدا می‌کند. برای پاسخ باید از عدد ۷۰۰‌میلیون‌دلار تا سطح قلم و بچ پایین آمد. چه میزان تعهد شده، چه مقدار تحویل شده، چه مقدار مصرف شده و چه مقدار دوباره به‌ذخیره برگشته است؟ کیفیت موجودی هم به‌اندازه حجم آن اهمیت دارد.

سازمان غذا و دارو اعلام کرده اقلام ذخیره باید حداقل دو سوم عمر قفسه‌ای خود را حفظ کنند و با کاهش ماندگاری، تامین‌کننده موظف به‌جایگزینی آنهاست. اگر درباره عمر باقی‌مانده برخی اقلام ابهامی وجود دارد، پاسخ باید در مشخصات بچ، تاریخ تولید، زمان تحویل، تاریخ انقضا و سوابق چرخش موجودی دیده شود. حساب ۷۰۰‌میلیون‌دلار را نمی‌شود با رقم قرارداد بست. خروجی این منابع باید در موجودی واقعی سالم و قابل استفاده امروز دیده شود.

پایداری تجهیزات پزشکی روی دوش صنعت

تجهیزات پزشکی در این پرونده کمتر از دارو دیده شده درحالی‌که بخشی از همان منابع ۷۰۰‌میلیون‌دلاری برای دارو و تجهیزات مصرفی پزشکی بوده است. در گزارش‌های منتشرشده اما تفکیک روشنی وجود ندارد که چه سهمی به‌تجهیزات رسیده، چه اقلامی خریداری شده و امروز چه میزان از آن واقعا در دسترس است. از طرف دیگر مسوولان تجهیزات پزشکی می‌گویند فعلا بحران جدی در تامین وجود ندارد. این حرف را باید کنار رقم مطالبات صنعت گذاشت یعنی بیش از ۷۰هزار‌میلیارد‌تومان طلب با میانگین بیش از ۳۰۰روز برای مطالبات دانشگاه‌ها و مواردی که تا ۵۴۰‌روز هم رسیده است. تامین فعلا برقرار مانده اما شرکت‌ها ماه‌هاست بخش بزرگی از مطالبات خود را نگرفتند.

سوال این است که این وضعیت تا چه زمانی قابل ادامه است. در تجهیزات یک مساله دیگر هم هست که در آمار موجودی دیده نمی‌شود. دستگاه ممکن است در بیمارستان باشد اما کار نکند یعنی قطعه‌اش نرسیده، کیت یا ملزوم مصرفی ندارد، سرویسش عقب افتاده یا بیمارستان بودجه تعمیرش را ندارد. در چنین وضعی ثبت دستگاه در فهرست اموال چیزی درباره ظرفیت واقعی درمان نمی‌گوید. پس درباره تجهیزات پزشکی اعلام موجودی یا حتی عدم کمبود به‌تنهایی کافی نیست. باید معلوم باشد بیمارستان واقعا امکان خرید و استفاده از آن را دارد یا نه. اگر تامین امروز نسبتا پایدار است باید دید این پایداری تا چه اندازه بر یک زنجیره مالی سالم ایستاده و چه‌مقدار آن با انباشت مطالبات تامین‌کنندگان حفظ شده است.

اقتدار تولید؛ زنجیره‌ای لرزان؟

ایران‌فارما بخشی از توان واقعی صنعت داروی ایران را به‌نمایش می‌گذارد؛ از تولید فرآورده نهایی و بیوتکنولوژی تا مواد موثره و فناوری‌های تازه. این ظرفیت‌ها واقعی‌ هستند و برای ارتباط صنعتی، توسعه بازار و معرفی توان کشور اهمیت دارند اما نمایش توان تولید همه تصویر نیست. تولید داخل با استقلال زنجیره تامین یکی نیست. ممکن است یک دارو در ایران تولید شود و حتی API آن هم داخل کشور ساخته شود اما سنتز از یک حد واسط وارداتی آغاز شود یا یک حلال کلیدی، اکسپیان خاص یا بخشی از بسته‌بندی اولیه و تخصصی همچنان از خارج تامین شود. این تولید واقعی است اما عمق داخلی‌سازی آن یکسان نیست. برای همین سهم تولید داخل به‌تنهایی شاخص کاملی برای امنیت دارویی نیست.

آنچه بیشتر اهمیت دارد گلوگاه هر زنجیره است. اگر مسیر تامین یک ماده کلیدی مختل شود تولید تا چه زمانی می‌تواند ادامه پیدا کند و جایگزین آن ماده چقدر در دسترس است؟ برای سنجش واقعی ساخت داخل باید همین گلوگاه‌ها را دید. در کنار تعداد محصولات رونمایی‌ها و سهم تولید داخل، وابستگی استراتژیک هر زنجیره هم باید دیده شود. اقتدار صنعت دارو فقط در محصولی که روی ویترین دیده می‌شود نیست بلکه بخشی از آن در حلقه‌هایی است که دیده نمی‌شوند اما نبودشان می‌تواند کل خط تولید را متوقف کند.

برنامه‌ریزی و پایش؛ بدون حافظه

پایش زنجیره تامین فقط ثبت عدد تولید و موجودی نیست. ماده اولیه، سفارش‌های در راه، تخصیص ارز، زمان تامین، توقف خطوط و تغییر الگوی مصرف باید کنار هم خوانده شوند. خروجی این کار باید هشدار باشد و نه صرفا گزارش. پایش یک مولفه انسانی هم دارد: حافظه کارشناسی بازار دارو.

کارشناسی که سال‌ها یک گروه دارویی را پایش کرده فقط داده نمی‌بیند. فصل‌های پرریسک، رفتار مصرف، سابقه تامین‌کننده، زمان واقعی ورود کالا، نقاط ضعف تولید و اقلامی را می‌شناسد که با کوچک‌ترین اختلال مستعد کمبودند. بخشی از توان پیش‌بینی بازار در همین تجربه انباشته شکل می‌گیرد. به همین دلیل تغییرات کارشناسی دو سال اخیر در حوزه برنامه‌ریزی و پایش را نمی‌شود صرفا جابه‌جایی اداری دید. اگر نیروهای باتجربه از این چرخه خارج شدند پرسش مهم این است که آن دانش و توان پیش‌بینی چگونه منتقل و با چه سطحی از تجربه جایگزین شده است. بحث قدیمی و جدید نیست بلکه کارنامه پیش‌بینی بازار است.

معیارش هم روشن است یعنی برای هر کمبود مهم خط زمانی آن را روی میز بگذارید نشانه چه زمانی در داده‌ها دیده شده، چه وقت به‌هشدار تبدیل شد و تصمیم و اقدام چه زمانی انجام گرفت. اگر هشدار به‌موقع صادر شده اما ارز نرسیده مساله در حلقه دیگری است. اگر ارز تامین شده اما سفارش عقب افتاده باید همان نقطه بررسی شود اما اگر نشانه‌ها در داده‌ها وجود داشته و ساختار پایش آنها را به‌موقع تشخیص نداده کیفیت پایش و تغییرات کارشناسی آن مستقیما محل سوال است. سامانه داده را نگه می‌دارد اما حافظه بازار را نه. اگر تجربه انباشته از ساختار خارج شود و انتقال پیدا نکند اثرش را باید در کیفیت پیش‌بینی کمبودها دید.

یک بازار، ۲آمار

فاصله میان عددی که سازمان غذا و دارو از کمبود اعلام می‌کند و رقمی که دستگاه‌های نظارتی مطرح کردند آنقدر زیاد هست که نتوان از کنار آن ساده گذشت اما قبل از هر قضاوتی باید معلوم شود دوطرف اصلا یک چیز را شمردند یا نه. سازمان غذا و دارو کمبود را بر مبنای ژنریک می‌سنجد یعنی نبود یک برند یا IRC مشخص اگر همان ژنریک از منبع دیگری در بازار موجود باشد لزوما وارد فهرست کمبود نمی‌شود. برای مقایسه ۱۰۷ با بیش از ۵۰۰ همین نکته کافی نیست بلکه باید روش شمارش روشن باشد: دوز و شکل دارویی جداگانه محاسبه شده‌اند یا نه؟ کمبودهای استانی در عدد آمده‌اند؟

بازه زمانی دو گزارش یکی بوده و «موجودبودن» دقیقا به‌چه معناست؛ ثبت در سامانه، وجود در انبار، حضور در شبکه توزیع یا قابلیت تهیه در بازار؟ این تفاوت‌ها می‌توانند عدد را به‌طور جدی جابه‌جا کنند. موجودی ملی هم الزاما تصویر دقیقی از وضعیت همه نقاط کشور نمی‌دهد. ممکن است یک قلم در سطح ملی موجود باشد اما در یک استان یا شهر به‌سادگی پیدا نشود یا دوز و شکل دارویی مورد نیاز در دسترس نباشد. پس قبل از مقایسه۱۰۷ و ۵۰۰ باید معلوم شود هر عدد دقیقا چه چیزی را شمرده و چه چیزی را از محاسبه کنار گذاشته است.

داروی جایگزین، درمان جایگزین نیست

وجود یک جایگزین در سامانه همیشه به‌این معنا نیست که بیمار می‌تواند بی‌وقفه و بدون ملاحظات درمانی از یک فرآورده به‌فرآورده دیگر منتقل شود. در بسیاری از داروها تغییر برند یا محصول مشکل بالینی مهمی ایجاد نمی‌کند اما در بعضی درمان‌ها به‌ویژه وقتی دوز، رژیم مصرف، وسیله تزریق یا نحوه استفاده تغییر می‌کند جایگزینی نیاز به‌مدیریت دارد. محصول جایگزین باید واقعا در دسترس باشد، بیمار بداند چگونه از آن استفاده کند و هرجا لازم است تغییر درمان با نظر و پایش تیم درمان انجام شود. برای همین کنار آمار کمبود باید ریسک گسست درمان هم دیده شود. ممکن است یک محصول از بازار خارج شود اما بیمار بدون وقفه به‌گزینه مناسب منتقل شود. این وضعیت با شرایطی که بیمار چند روز یا چند هفته در فاصله میان درمان قبلی و جایگزین می‌ماند یکسان نیست. وجود گزینه جایگزین روی کاغذ کافی نیست بلکه بیمار باید در عمل و بدون وقفه به‌درمان مناسب برسد.

توازن در اولویت‌دهی کجاست؟

بازار داروهای جدید متابولیک و کاهش وزن در ایران با سرعت قابل توجهی توسعه پیدا کرده است. اصل ورود این محصولات محل ایراد نیست بلکه چاقی و دیابت بیماری هستند و دسترسی به‌درمان‌های جدید هم بخشی از پیشرفت نظام دارویی است. وقتی منابع ارزی، ظرفیت کارشناسی و آزمایشگاهی و سرمایه در گردش محدود است، توسعه هر بازار جدید ناگزیر مساله اولویت منابع را هم پیش می‌کشد. وقتی در فاصله‌ای کوتاه چند محصول از یک کلاس درمانی وارد بازار می‌شوند و همزمان بعضی داروهای قدیمی، ضروری و کم‌جایگزین با تامین ناپایدار روبه‌رو هستند، سیاستگذار باید بتواند توضیح دهد این توازن چگونه برقرار شده است. وجود داروهای جدید کاهش وزن محل ایراد نیست بلکه محل سوال، توازنی است که رگولاتور میان توسعه این بازارها و حفاظت از اقلام حیاتی و کم‌جایگزین برقرار می‌کند. این دو را هم نباید بدون سند به‌هم نسبت داد.

ورود یک داروی جدید لزوما به‌این معنا نیست که منابع یک داروی ضروری از آن گرفته شده اما درمقابل رشد یک بازار پرتقاضا هم نباید باعث شود اقلام کم‌سودتر اما حیاتی از رادار سیاستگذاری خارج شوند. برای درمان‌های جدید تداوم تامین از همان روز ورود باید بخشی از تصمیم باشد و نه مساله‌ای که بعد از نخستین اختلال به‌آن فکر شود. معیار سیاست متوازن این است که توسعه درمان‌های تازه، داروهای ضروری و کم‌جایگزین را از اولویت تامین بیرون نبرد.

بیمه پای میز، بیمار پای حساب

اصلاح قیمت بعضی داروها گاهی اجتناب‌ناپذیر است. وقتی هزینه ماده اولیه، ارز، دستمزد و سرمایه در گردش بالا می‌رود، نگه‌داشتن قیمت غیرواقعی می‌تواند تولید را متوقف کند و خود به‌کمبود دامن بزند اما قیمت‌گذاری فقط تعیین یک عدد نیست بلکه تصمیم درباره این هم هست که بار مالی آن عدد کجا بنشیند. این بحث امروز دیگر درباره افزایش‌های معمول قیمت نیست. رییس کمیسیون بهداشت مجلس از رشد ۴۰۰تا۵۰۰‌درصدی قیمت برخی داروها و افزایش ۱۰۰تا۲۰۰‌درصدی برخی دیگر سخن گفته است. در یک نمونه منتشرشده در کدال نیز افزایش قیمت یکی از اقلام دارویی به‌حدود ۵۴۳‌درصد رسیده است. در چنین جهش‌هایی نحوه پوشش بیمه‌ای دیگر موضوعی پس از قیمت‌گذاری نیست بلکه بخشی از خود تصمیم قیمت‌گذاری است.  برنامه هفتم، دبیر شورای عالی بیمه سلامت را با حق رای وارد کمیسیون‌های قیمت‌گذاری دارو و تجهیزات پزشکی کرده یعنی بخش بیمه‌ای از ابتدا در فرآیند تصمیم حضور دارد و نه بعد از آنکه قیمت ابلاغ شده و بیمار پشت پیشخوان داروخانه قرار گرفته است. برای همین صورت‌جلسه کمیسیون اهمیت پیدا می‌کند.

باید روشن باشد هنگام تصویب قیمت جدید، بار مالی تصمیم چگونه برآورد شده، سهم پوشش بیمه‌ای چه بوده و منبع آن از کجا قرار بوده تامین شود. اگر سازمان غذا و دارو برای جلوگیری از توقف تولید ناچار به‌اصلاح قیمت بوده و بیمه همان زمان کمبود منابع را اعلام کرده مساله به‌تامین اعتبار برمی‌گردد اما اگر قیمت با حضور بخش بیمه‌ای تصویب شده و منبع پوشش آن روشن نبوده افزایش پرداخت از جیب بیمار دیگر نتیجه‌ای دور از انتظار نیست. وقتی بیمه در فرآیند تصمیم حضور دارد باید روشن باشد چرا بخشی از هزینه آن تصمیم در نهایت به‌بیمار منتقل شده است. قیمت دارو را می‌شود اصلاح کرد اما منبع پوشش آن باید همزمان دیده شود.

سود روی کاغذ، نقدینگی در تنگنا

یکی از توجیه‌های اصلی اصلاح قیمت دارو حفظ تولید و تامین سرمایه در گردش صنعت است. اگر این منطق را پذیرفتیم بعد از افزایش قیمت باید نتیجه آن را هم سنجید. نیمه نخست‌۱۴۰۵ برای بسیاری از شرکت‌های دارویی بورسی دوره کم‌سابقه‌ای بود. چند نماد دارویی در صدر بازدهی بازار قرار گرفتند و فروش ریالی گروه نیز جهش قابل توجهی داشت. در بخشی از گزارش‌های ماهانه رشد نرخ فروش بسیار بیشتر از رشد مقدار فروش بوده است. این داده‌ها نشان می‌دهد اصلاح قیمت اثر مالی مهمی بر صنعت گذاشته اما رشد درآمد زمانی معنا پیدا می‌کند که به‌نقدینگی، سرمایه در گردش و توان ادامه تولید تبدیل شده باشد. بازده سهام، رشد فروش و حتی سود حسابداری برای پاسخ کافی نیست. باید جریان نقد عملیاتی، دوره وصول مطالبات، بدهی شرکت‌ها، هزینه مالی، سرمایه در گردش و توان خرید ماده اولیه را کنار هم دید.

ممکن است شرکتی روی کاغذ سود بیشتری ساخته باشد اما همچنان ماه‌ها برای وصول مطالبات خود منتظر بماند یا برای تامین سرمایه در گردش به‌استقراض بیشتری نیاز پیدا کند. در چنین شرایطی اصلاح قیمت بخشی از صورت سود و زیان را ترمیم کرده اما الزاما گره نقدینگی زنجیره را باز نکرده است. پس ارزیابی سیاست قیمت‌گذاری دو طرف دارد: از یک طرف باید دید فشار واردشده به‌بیمار چگونه پوشش داده شده و از طرف دیگر باید پرسید افزایش قیمت درمقابل این هزینه اجتماعی چه میزان پایداری واقعی برای صنعت خریده است؟

ناظر هم زیر ذره‌بین

اگر تعارض منافع یکی از محورهای بررسی عملکرد سازمان غذا و دارو بوده همان حساسیت باید درباره خودِ فرآیند تحقیق هم وجود داشته باشد. رابطه حرفه‌ای، سابقه همکاری یا نسبت خانوادگی به‌خودی‌خود تخلف نیست. مساله زمانی اهمیت پیدا می‌کند که چنین رابطه‌ای با موضوع مورد بررسی تلاقی داشته باشد و درباره استقلال نظر یا تصمیم سوال ایجاد کند. این‌موضوع فقط به‌اعضای کمیسیون محدود نمی‌شود. کارشناسان و مشاورانی که اسناد را می‌بینند، تحلیل می‌کنند و در شکل‌گیری نتیجه نقش دارند عملا بخشی از فرآیند بررسی هستند. در پرونده‌ای تخصصی مثل دارو استفاده از نظر کارشناسی اجتناب‌ناپذیر است. به‌همین‌دلیل ترکیب تیم بررسی و هر ارتباط مرتبطی که بتواند بر استقلال تحلیل اثر بگذارد باید روشن باشد. نه هر رابطه‌ای تعارض منافع است و نه هر تعارضی تخلف اما تعارض احتمالی باید آشکار و مدیریت شود. وقتی انتصاب‌ها، تصمیم‌های مدیریتی و روابط درون یک دستگاه زیر ذره‌بین می‌رود استقلال کسانی که همان پرونده را بررسی می‌کنند هم بخشی از اعتبار نتیجه است. شفافیت اگر معیار تحقیق است باید برای هردوسوی میز یکسان باشد.


ذخایر راهبردی امروز یکی از محورهای تحقیق و تفحص است اما مجلس قرار نیست برای نخستین‌بار با این پرونده روبه‌رو شود. طبق ماده‌۷۱ برنامه هفتم، وزارت بهداشت موظف بوده هرشش‌ماه گزارش عملکرد ذخایر را به‌کمیسیون بهداشت و معاونت نظارت مجلس ارائه کند بنابراین بخشی از پاسخ‌هایی که امروز جست‌وجو می‌شود باید در همان گزارش‌های دوره‌ای قابل ردیابی باشد. سوال مهم این است که این گزارش‌ها چه تصویری از وضعیت ذخایر دادند و چه میزان از مشکلاتی که امروز محل بحث بوده پیشتر در آنها قابل مشاهده بوده است. اگر هشدار یا نشانه‌ای وجود داشته باید دید بعد از آن چه پیگیری‌ای انجام شده و اگر گزارش‌ها تصویر دیگری ارائه کردند فاصله آن تصویر با وضعیت فعلی از کجا آمده است.

این گزارش‌های دوره‌ای حالا خودشان بخشی از پرونده هستند چون نشان می‌دهند مجلس پیش از رسیدن موضوع به‌تحقیق و تفحص چه اطلاعاتی در اختیار داشته و بر مبنای آن چه پیگیری‌ای انجام داده است.

۱۵۷سوال روی میز وزیر

پرونده دارو حالا دیگر فقط در محدوده سازمان غذا و دارو نیست. ۱۵۷سوال از وزیر بهداشت در کمیسیون درحال بررسی است؛ مسیری جدا از تحقیق و تفحص اما با محورهایی که بخش مهمی از آنها به‌کمبود و گرانی دارو، هزینه درمان، بیمه‌ها و پرداخت از جیب مردم برمی‌گردد. این تعداد سوال به‌خودی‌خود درباره عملکرد وزیر حکمی صادر نمی‌کند. نتیجه بررسی‌هاست که اهمیت دارد: اینکه پاسخ‌های وزارتخانه تا چه اندازه مستند و قانع‌کننده خواهد بود و چه بخشی از پرسش‌ها ممکن است به‌صحن مجلس برسد. سازمان غذا و دارو بخشی از وزارت بهداشت است. هرجا تصمیم یا هماهنگی از سطح سازمان فراتر رفته و در حوزه اختیار وزارتخانه قرار داشته پاسخگویی هم باید در همان سطح بررسی شود.

این بررسی‌ها در شرایطی انجام می‌شود که بیمار افزایش هزینه درمان و دشواری دسترسی به‌برخی داروها را مستقیما لمس می‌کند و داروخانه‌ها نیز با فشار نقدینگی و مطالبات معوق روبه‌رو هستند بنابراین نتیجه پرونده فقط برای دولت و مجلس اهمیت نداشته و مردم هم آن را با نتیجه‌ای که در داروخانه و هزینه درمان خود می‌بینند خواهند سنجید. حالا باید دید این مسیر در همان سطح سوال و تحقیق باقی می‌ماند یا مجلس در ادامه از ابزارهای نظارتی دیگری استفاده می‌کند. فعلا نتیجه‌ای در این باره اعلام نشده است. وزارت بهداشت باید درباره آنچه در حوزه اختیارش بوده پاسخ بدهد و مجلس هم درباره نتیجه نظارتی که اعمال می‌کند. تصمیم نهایی هرچه باشد در پرونده‌ای با این ابعاد باید بتوان آن را با سند و بدون ابهام برای مردم توضیح داد.

انتهای پیام/

دسته بندی: اقتصاد
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید