رفتار جنونآمیز در تخریب و نابودی میراث فرهنگی اصفهان در طول تاریخ تمامی ندارد. این «جنون» همچنان در برخورد با میراث فرهنگی و آثار فاخر برجامانده از گذشتگان در اصفهان جاری و ساری است و هر نسلی به شکلی با آن روبهرو میشود؛ گاهی با لودر و حکم تملک، گاهی با سکوت مدیران و گاهی با بیتوجهی مردم.
رخدادشهر: سمیه قنبری _ این روزها تئاتر اصفهان دوباره به سراغ این زخم کهنه رفته است. محمدرضا رهبری، نویسنده و کارگردان پس از نمایش «گلگشت» که روایتگر مرگ و حیات دو بنای تاریخی _ حمام خسروآقا و حمام علیقلیآقا _ بود. این روزها در نمایش «حاجیفیروزها امسال دیرتر می رسند» بار دیگر میراث فرهنگی و ضرورت حفظ اصالت و تاریخ اصفهان را مرکز توجه قرار داده است. این بار اما روایت داستان زنان ساکن محله پشت مسجد شیخلطفالله است که با همتی بلند ایستادند تا «گذر آقا نجفی» تمام تاریخ محله را نبلعد.
در نمایش «گلگشت»، رهبری با گشتی در خاطرات مردم از گرمابهها، قصه تخریب شبانه حمام باشکوه خسروآقا را در دهه هفتاد شمسی روایت کرد. حمامی که امروز تنها بخش کوچکی از آن در خیابان سپه باقی مانده و شکوه گذشتهاش را برای رهگذران بازنمایی میکند.
طنین نقلقولی از مرحوم مرتضی پورموسی، پژوهشگر میراث فرهنگی در آن نمایش هنوز در گوش مخاطب است: «آقای مهندس سقف ریخته، سقف بازارچه پشت حمام هم ریخته، اینجا داره متروکه میشه. اگه به دادش نرسید، صبح میآیید، میبینید صاف شده، بعدشم فضای سبز و آپارتمان شده...» و با گذشت سالها هنوز هم قصه اصفهان همان قصه تخریب و ویرانی است.
رهبری در نمایش «حاجیفیروزها امسال دیرتر میرسند» دوباره سراغ روایتی دیگر از همین قصه تلخ و سیاه رفته است؛ روایتی از زنان کوچه آهنگرها و ساکنان پنجاه متری مسجد شیخلطفالله اصفهان.
زنانی که سالها در برابر تملک و تخریب غیرقانونی حدود هفتاد درصد خانهها و بافت تاریخی محدوده گذر آقا نجفی ایستادند. گذری که در فاصله پنجاه متری شرق مسجد شیخلطفالله و در دل بافت تاریخی اطراف میدان نقشجهان قرار داشت و شهرداری بهصورت غیرقانونی بانی ساخت آن بر ویرانه خانههای تاریخی محلهای شد که هرگز نباید از میان میرفت. گذری که ساکنان محل و فعالان میراث فرهنگی با نامهنگاری، پویش و حضور فیزیکی مانع ادامه آن شدند.
«از اینجا تا مسجد شیخلطفالله صد قدم است»، «من جلوی لودر میخوابم» و «وقتی احضاریه شهرداری آمد تا چند ساعت در کوچه نشستم»؛ اینها بخشی از نقلقولها و روایت زنان کوچه آهنگرها در نمایش «حاجیفیروزها امسال دیرتر می رسند» است. زنانی که بیش از دو دهه برای حفظ اندک بافت تاریخی باقیمانده در اصفهان جنگیدند. این شبها بازیگران جوان نمایش رهبری، روایتگر تجربه ایستادگی در برابر تخریب بافت تاریخی پشت مسجد شیخلطفالله هستند.
اما در کنار این همه تلخی و ناکامی، احیای "حمام شاه" یکی از صدها اثر باقیمانده از دوران صفوی در میدان نقشجهان این شبها محل اجرای نمایش «حاجیفیروزها امسال دیرتر میرسند» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا رهبری است. جایی در دل تاریخ اصفهان که دیوارهای قدیمی حمام از گزند زمانه جان به در بردهاند و حالا صدای روایت زنان کوچه آهنگرها را در خود طنینانداز کردهاند.
این همنشینی میان بنای احیاشده و روایتی از مقاومت مدنی خود نوعی بیانیه است: «میراث نه فقط دیوار و کاشی، که حافظه و اراده مردمی است که برای حفظ آن میایستند.»
نمایش «حاجیفیروزها امسال دیرتر میرسند» تنها قصه یک گذر یا یک حمام نیست؛ روایت قصه هرروزه اصفهان است؛ شهری که هر روز بیش از روز گذشته در معرض تهدید و تخریب داشتههای فرهنگی و ابنیه تاریخیاش قرار دارد.
شهری که این روزها تلاش میکند با ستارههای بیفروغ بر پیشانیاش گذشته درخشان اصفهان را کمفروغ جلوه دهد و با تحقیر اصالت اصفهان قدیم برای خود اعتبار و آبرو بخرد؛ غافل از اینکه هنوز هستند «سارا»هایی که از دل هنر نمایش روایتگر حقیقی تاریخ اصفهان می شوند و روایت آنهاست که اصفهان را در حافظه ها زنده نگه خواهد داشت.
هرچند به قول مرحوم پورموسی در نمایش «گلگشت» تا زمانی باشند «جناب مدیر کلی که تا حالا اینجا را ندیدهاند...»، تئاتر اصفهان ناچار است دوباره و دوباره به یادمان بیاورد که اگر فرصت اکنون از دست برود، شاید فردا دیگر زمانی برای حفظ داشتههای میراثی این شهر جهانی باقی نماند. شاید همین تکرار روایتها توسط هنرمندانی چون محمدرضا رهبری است که پس از ویرانیهای بسیار هنوز امید را در اصفهان زنده نگه داشته هرچند که "امسال حاجی فیروزها دیرتر می رسند".
انتهای پیام/
