کد خبر: 13968
تاریخ و ساعت انتشار: 1405/08/04 16:30
منبع: rokhdadshahr.ir

هشدار نسبت به بروز اعتراضات به خاطر کم‌آبی / چالش جدی بر سر آب چندان دور نیست

نووید وزرایی،پژوهشگر حوزه خیزش‌ها و  جنبش‌های اجتماعی و مسائل آبی - اجتماعی گفت: کسی نمی‌تواند بگوید چالش جدی بر سر آب دقیقا چه زمانی رخ خواهد داد، ولی چندان هم دور نیست. این تنش‌های آبی به شکل پراکنده ایجاد می‌شود؛ در دشت‌های ممنوعه و بحرانی یا مناطقی که سدسازی‌ صورت گرفته، بین بالادست و پایین دست سد، تنش دیده می‌شود.

رخدادشهر: تنش‌های حاصل از بی‌آبی، بحثی است که حداقل در یک دهه اخیر، مردم شهرهای مختلف را درگیر خود کرده است. تا بوده بحث انتقال آب برای کشاورزی، محور تنش‌ها بود. این اتفاق بیشتر گریبان استان‌های مرکزی که عموما بی‌آب یا کم‌آب هستند را گرفته بود. اما آنچه در روزها و سال‌های آتی شاهد خواهیم بود، تنش حاصل از انتقال آب شرب هم خواهد بود. بحران آب به جایی رسیده که برای تامین آب شرب شهرهای بزرگی چون تهران هم نیاز به انتقال آب پیدا کرده‌ایم. سدها تقریبا خالی شده‌اند و سفره‌های آب زیرزمینی در فشرده‌ترین حالت خود به سر می‌برند.

اعتماد نوشت، «نوید وزوایی»، پژوهشگر حوزه خیزش‌ها و  جنبش‌های اجتماعی و مسائل آبی - اجتماعی است. او که در اندیشکده تدبیر آب مشغول امور پژوهشی و مشخصا مسائل اجتماعی حاصل از بحران معاصر استحصال منابع آب است، در خصوص بحران آبی که چند سال است گریبان کشور را گرفته و آنچه در آینده به‌واسطه بی‌آبی رخ خواهد داد، معتقد است این تنش‌ها فقط به کشاورزان محدود نمی‌ماند، اثرش را در حوزه‌های دیگر هم به جا می‌گذارد.

او می‌گوید: «ما طی سالیانی از آغاز فراگردهای توسعه گذشته شاهد رویدادی بودیم؛ منابع آب از یک دارایی عمومی و یک ماده‌ حیاتی در مقام جان‌مایه و زیست‌مایه از طریق فرآیندهایی که آب را  تصاحب و مولد و به کالا تبدیل کردند، از یک حق عمومی به یک امتیاز طبقاتی تبدیل شده  است.  این قضیه اثرش را روی کلیت جامعه به‌ جا خواهد گذاشت، به‌خصوص با توجه به دستورکارهایی که در مورد گسترش بازار آب در مدیریت منابع آب و وزارت نیرو مطرح است، می‌تواند نگرانی جدی به همراه داشته باشد و بحران را تشدید کند. علاوه بر آن، چون بحران در استحصال منابع آب با گسیختن بافت‌های اجتماعی و زیست‌محیطی همراه است، خود را در پدیده‌های فرونشست و خشکیدن تالاب‌ها نشان داده و کیفیت زندگی را در سکونتگاه‌ها پایین می‌آورد. همچنین تاسیسات شهری و روستایی را در معرض تهدید قرار می‌دهد، به مهاجرت یا جابه‌جایی جمعیت انجامیده از این طریق بر نواحی دیگر اثرگذار می‌شود.

 این پدیده‌ای است که ممکن است بحران عمومی به وجود بیاورد، اما به مرور اتفاق می‌افتد، خودش را به سرعت نشان نمی‌دهد، چون منابع آب پراکندگی جغرافیایی دارد. این مساله همچنین از عوامل اقلیمی مانند خشکسالی‌ها و ترسالی‌ها نیز متاثر می‌شود. ایران کشوری است به نسبت پهناور که اقلیم‌های متفاوتی دارد. لذا ممکن است در یک لحظه واحد اتفاق نیفتد. مساله تنش‌های حاصل از انتقال آب در بخش کشاورزی امری نیست که به چشم نیامده باشد. دست‌کم از دهه‌ 80 مسائل ناشی از توسعه‌ کشاورزی در مدیریت منابع آب کشور رصد شده است. متاسفانه میزان برداشت آب در کشاورزی در کشور ما بسیار بالاست.

همچنین تامین آب شرب از طریق پروژه‌های انتقال آب فی‌المثل در تهران دنبال شده که شیوه‌های ناپایداری در بهره‌برداری از آب است.» آنچه در مباحث بحران آب در ایران همیشه صورت مساله محسوب می‌شود، مصرف آب کشاورزی است. در کشوری خشک و نیمه‌خشک چون ایران، رسیدن به خودکفایی در کشاورزی یکی از مسائلی بود و هست که همیشه مورد بحث کارشناسان حوزه آب و کشاورزی و حتی نیرو بوده است.

وزوایی در خصوص برداشت بی‌رویه آب در کشاورزی می‌گوید: «اینکه چه چیزی سبب شده بخش کشاورزی این حجم از برداشت آب را داشته باشد، می‌شود به دو رویه اجتماعی اشاره کرد؛ یکی فرم سیاست خودکفایی که از آغاز فرآیندهای توسعه پیش گرفته شده و گسترش کشاورزی در آن خیلی برجسته بوده. اینکه مجوزهایی که برای حفر چاه‌های عمیق یا تخصیص آب از سدها برای کشاورزی صورت گرفته، بی‌رویه و بی‌توجه به پیامدهای زیست‌محیطی - اجتماعی آن بود. از جهتی دیگر رویه‌ای که در آغاز فراگردهای توسعه شکل گرفت و زیست کشاورزی را معادل زیست روستایی دانسته و بعد از انقلاب 57 تشدید شد و همچنین سیاست مستضعف‌پروری به عوض رفع استضعاف، سبب شد کشاورزی به عنوان شیوه‌ کسب‌وکار مقدس، جایگاه ویژه‌ای پیدا کند.

جالب است بدانید همه فعالیت‌های کشاورزی برای چندین دهه به تمامی از پرداخت مالیات معاف بوده‌اند، حال آنکه از منابع آب برای تولید ارزش افزوده، فراتر از محصولات استراتژیک بهره می‌برند. مسلما مساله شرب، صنعت و محیط‌زیست را هم تحت‌تاثیر قرار می‌دهد؛ در مورد بخش صنعت نیز شاهد استقرار صنایع آب‌بری چون فولاد در مناطق یا دشت‌هایی هستیم که ممنوعه و بحرانی محسوب می‌شوند. در مجموع می‌توان گفت برداشت از منابع آب به ضرر بخش عمومی به پیش رفته است، به نحوی که بین بخش خصوصی و بنگاه‌های خصوصی - دولتی که به امر کشاورزی یا تولید مبتنی بر صنعت آب‌بر و برداشت مولد از منابع آب می‌پردازند، آب به انحصار درآمده و این می‌تواند مشکل‌ساز باشد.»

انتقال بدون ارزیابی مشکل‌ساز می‌شود

آنچه در تابستان گذشته شاهدش بودیم، انتقال آب شرب برای کلانشهری چون تهران بود. تا پیش از این، انتقال آب برای مصارف کشاورزی بود که حجم زیادی آب مصرف می‌کرد. اما آنچه نگران‌کننده است، این است که بحران آب به آب شرب هم رسیده. اینکه ساکنان مبدا انتقال آب تا کجا با این مساله کنار بیایند و بر از دست دادن آب منطقه‌ای خود چشم‌پوشی کنند، خود مساله‌ای مورد بحث است. وزوایی در این مورد معتقد است: «این قضیه می‌تواند خیلی مشکل‌ساز باشد، چون بدون اینکه ارزیابی صورت بگیرد که آبی که در یک حوضه آبریز گردش دارد، چه پدیده‌هایی با خودش همراه دارد، انتقال انجام شده. یک فرآیند انتقال وقتی صورت می‌گیرد، یک منفعتی در مقصد و یک منفعتی در مبدا ایجاد می‌کند که قدرت‌های برابر ندارند، بالاخص وقتی پای کلانشهری همچون تهران در میان باشد.

ضمن اینکه خود پدیده‌های طبیعی مثل تالاب‌ها یا زیست‌بوم‌هایی که حاشیه رودخانه‌ها شکل می‌گیرند، اغلب در فرآیند انتقال آب به حساب نمی‌آیند. این شیوه خیلی هم ناپایدار است، چون کسی نمی‌داند وقتی آب را از منطقه‌ای به منطقه دیگر انتقال می‌دهید، پیامدهای محیط‌زیستی آن چه خواهد بود. وقتی این به رویه تبدیل شد و اقتصاد سیاسی‌اش به گردش افتاد، دیگر متوقف کردنش دشوار است. بنگاه‌ها یا نهادهایی که در امر ساخت تاسیسات انتقال دخیل هستند، مصرف‌کنندگان در مقصد، بهره‌برداران همه به ذی‌نفع تبدیل می‌شوند و این می‌تواند به تخریب بافت‌های اجتماعی و زیست‌محیطی بینجامد.

نکته قابل تأمل در اینجا این است که توجه کنیم که هرچند آب، در مقام یک ماده شیمیایی یعنی اکسید دی‌هیدروژن تولید نمی‌شود، اما منابع آب صرفا به گردش در نیامده یا توزیع نمی‌شوند، بلکه «تولید» می‌شوند. همپای توسعه‌ و پیچیده شدن اندرنسب زیست متجدد منابع آب به میانجی تولید و خلق زیرساخت‌های بهره‌برداری از منابع آب و شکل‌گیری ساختارهای اجتماعی - سیاسی که تصمیم‌سازی در قبال تملک و تولید، برداشت و تخصیص این منابع را تعیین می‌کنند، هیبرید‌ها یا رگه‌هایی از آب تولید می‌شود. فی المثل در سالیان اخیر به مدد توسعه شبکه فاضلاب، هیبریدی جدید به نام «پساب» تولید شده است. این آب‌های جدید چرخه آبی اجتماعی را دگرگون می‌کنند و پایداری منابع آب و سرنوشت جمعی در برداشت از این منابع را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بنابراین منابع آب محل نزاع روابط قدرت اجتماعی - سیاسی و اقتصادی در برخورداری از تولید، انتقال، برداشت و مصرف از این منابع قرار می‌گیرد.

بر اثر توسعه بهره‌برداری از منابع آب رگه‌های جدیدی از آب تولید شده‌اند و بهره‌برداری از این منابع صور پیچیده‌ای به خود گرفته، در حالی که ظرفیت‌های دستگاه حکمرانی و مدیریت منابع متناسب با این پیچیدگی نیست، بلکه در سالیان گذشته به دلیل غلبه‌ رویکردهای بازارپرست دایما بر تغییر حجم و اندازه‌ این دستگاه تاکید شده بدون اینکه درنظر گرفته شود این حجم باید چه تناسبی با نسبت پیچیدگی و تولید و پدیدارشدن رگه‌های آبی - اجتماعی جدید داشته باشد.»

به رسمیت شناختن جوامع محلی ذی‌نفع راهکار اصلی است

در این میان راهکارهای غلبه بر مشکلات آب سرزمین نیازمند داشتن نگاهی چندوجهی است. اینکه چه مناطقی از کشور درگیر مساله آب شده است دیگر مساله اصلی نیست، چرا که بحران تا جایی پیش رفته که همه شهرها و استان‌های کشور را درگیر کرده است. آنجا که فراوانی آب بوده هم امروز به نوعی درگیر کمبود آب شده است.

وزوایی در ادامه می‌گوید: «ضمن اینکه می‌دانیم بحران آب در کدام مناطق وجود دارد و در کدام مناطق حاد است، ضمن در پیش گرفتن راهکارهای موقت که از فلاکت اجتماعی آبی و به خطر افتادن معیشت اعضای جامعه جلوگیری کند، غلبه بر بحران مستلزم آن است که به راهبردهای بلندمدت مبتنی بر پایداری منابع آب در هر حوزه به نحوی که بشود بخشی از آب را در مقام زیست‌مایه غیرمولد کرد و در آبخوان یا حوضه آبریز نگه داشت، فکر کنیم.

علاوه بر این به عوض تشدید فرآیندها برای تخصیص آب مثل انتقال آب، با توجه به اینکه بخش کشاورزی در کشور ما بسیار فربه شده، به ‌نظر می‌رسد باید آمایش آب‌محور سرزمین، آن هم نه به شیوه‌ای که سابق از بالا به پایین با غلبه‌ رویکرد بروکراتیک - تکنوکراتیک اتفاق افتاده، بلکه با به رسمیت شناختن جوامع محلی و اقشار متفاوت اجتماعی که ذی‌نفع آب محسوب می‌شوند، مجدد اتفاق بیفتد. این راهی است که می‌تواند امکان تبادل فعالیت‌های ارزش‌افزای کم‌آب‌بر را با فعالیت‌های آب‌بر که به زیست اجتماعی و زیست محیطی صدمه می‌زند، فراهم کرد. از این راه شاید بشود بهتر به نتیجه رسید.»

اعتراضات آب ادامه‌دار خواهد بود

اعتراضات ۱۴۰۰ خوزستان از برجسته‌ترین اعتراضات مردمی حاصل از بحران آب بود، آن هم در یکی از پرآب‌ترین استان‌های کشور. وقوع این تنش اجتماعی حاصل از مساله‌ای چون آب، در همان سال، جامعه‌شناسان زیادی را برآن داشت که به این مساله به شکل جدی و علمی بپردازند. وزوایی با اشاره به اعتراضات خوزستانی‌ها در سال ۱۴۰۰، به موارد دیگری نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «سال ۱۴۰۰ یک نمونه‌اش بود. 1401 در اصفهان هم شاهد این اتفاق بودیم. علاوه بر این، حرکات خاموش مثل مهاجرت‌های جمعیت به نواحی‌ای که شرایط زیستی اجتماعی بهتری دارند هم در حال وقوع است؛ مهاجرت مردم از سیستان و بلوچستان به استان‌های شمالی، مهاجرت از خوزستان به دیگر مناطق. به همان ترتیب که برخی مناطق به خاطر بحران آب، بافت اجتماعی زیست‌محیطی‌اش تخریب می‌شود و اعتراض به وجود می‌آید و بین ذی‌نفعان و ذی مدخلان تعارض حاد می‌شود، علاوه بر این جمعیتی که به حرکت در می‌آید و در مناطقی دیگر سکونت پیدا می‌کنند، ممکن است این مهاجرت به حاشیه‌نشینی منجر شود یا اینکه آن مناطق از زیرساخت‌های کافی برای پذیرا شدن جمعیت مهاجر داخلی برخوردار نباشند.

در این صورت باز هم شاهد تعارض منافع خواهیم بود. ما در آینده با همین رویه برداشت از منابع آب و مولد کردن منابع آب، حتما شاهد تنش‌های بیشتر خواهیم بود. حالا بعضی مناطق زودتر خودش را نشان داده مثل خوزستان و اصفهان، بعضی نواحی دیرتر نشان می‌دهد. کسی نمی‌تواند بگوید چالش جدی بر سر آب دقیقا چه زمانی رخ خواهد داد، ولی چندان هم دور نیست. این تنش‌های آبی به شکل پراکنده ایجاد می‌شود؛ در دشت‌های ممنوعه و بحرانی یا مناطقی که سدسازی‌ صورت گرفته، بین بالادست و پایین دست سد، تنش دیده می‌شود. بنا بر برخی گزارش‌ها در اعتراضات دی ماه 1396 دو مطالبه‌ عمده از سوی معترضان وجود داشته است: نخست مسائل ناشی از فقر و نابرابری و دیگری مساله آب.»

مصرف خصلت طبقاتی دارد

توصیه مردم به صرفه‌جویی از سوی حاکمیت، تنها راه دولت و حکومت برای کنترل بحران آب بوده است. اما اینکه همه بار روی دوش مردم باشد و دایم با بحران افت فشار و قطعی آب مواجه باشند، نشان از سوءمدیریت دارد. «تاکید زیادی روی فرهنگ مصرف است، در حالی که بیشتر باید روی میزان آبی که از سوی اقشار گوناگون برای کاربری‌های متفاوت مصرف می‌شود، متمرکز شد. در همین تهران که مساله شرب حاد بود، مشخص بود که بخش عمده مصرف در مناطق شمالی اتفاق می‌افتد، ولی بیشترین فشار بر مناطق جنوبی است که دایم به قناعت توصیه می‌شوند. در حالی که فی‌المثل می‌شود سیاست‌هایی در پیش گرفت که مصرف تفننی آب به خصوص استخرهای خصوصی که در مناطق شمال شهر وجود دارد با کنتورگذاری کنترل شود. اگر قرار است جرایمی اخذ شود، باید بازدارندگی داشته باشد نه اینکه رقم و میزان آن به حدی تعیین شود که خود به محل کسب درآمد برای سازمان ذی‌ربط تبدیل شود.

مساله مصرف، خصلت طبقاتی دارد. ساخت مداوم یک کلیت انتزاعی از مردم و متهم‌ کردن‌شان به بدمصرفی جواب نمی‌دهد تا زمانی که تبعیض‌هایی که در برخورداری از منابع آب وجود دارد را رویت و برایش برنامه‌ریزی نکنیم، پاسخی هم که درخور باشد، نخواهیم گرفت.»

این کاندیدای دکترای جامعه‌شناسی فرهنگی، راهکار خروج از این بحران را آمایش آب‌محور سرزمین می‌داند. «منابع طبیعی، دارایی‌های عمومی و همچنین پدیده‌های زیست‌محیطی، بر اثر توسعه‌ سیاست‌های مولدسازی بازارپرستانه تبدیل به کالای مصرفی شده‌اند تا آنجا که حدودی که بازتولید جمعیت و زیست بوم‌ها را ممکن می‌کرد نیز پشت سر گذاشته‌اند و از خطوط قرمز تعیین شده تعدی کرده‌اند. به تبع وقتی یک فرآورده‌ای به نحوی بی‌حد و حصر به کالای مصرفی تبدیل شد، تولید ارزش افزوده و منفعت گروه‌هایی که از تولید این ارزش افزوده سود می‌برند و بهره‌مند می‌شوند، اولویت پیدا می‌کند. در نتیجه آب از زیست‌مایه و جان‌مایه در مقام یک منبع مشترک، یک حق همگانی، تبدیل می‌شود به یک منبع سودآور برای گروه‌های ذی‌نفع و ذی‌مدخل خاص.

فکر می‌کنم لازمه غلبه بر این بحران، در پیش گرفتن سیاست‌هایی است که برابر و عادلانه به بحث استحصال و توزیع منابع آب بپردازد. لازمه آن هم آمایش مجدد و مشارکت محور و مردم‌سالار ‌و شایسته‌سالار سرزمین در برداشت منابع آب است، به نحوی که بشود طرح‌های تفصیلی به وجود آورد که این امکان را فراهم بیاورد که آن منابعی از آب که بیش‌مولد شده‌اند، از طریق طراحی فعالیت‌های ارزش‌افزا بتواند با فعالیت‌های ارزش‌افزای کم‌آب‌بر مبادله یا جایگزین شوند.

متاسفانه رویه‌ای که در پیش گرفته شده، روش‌های تنبیهی مثل اخذ جرایمی که بیشتر خود به محل تامین درآمد برای نهادی تبدیل می‌شود که جرایم را اخذ می‌کند یا وضع قوانین و نصب کنتورهاست و همزمان تغییر در توزیع منابع آب، بدون اینکه در روابط مالکیت و تولید منابع آب که در نسبت با این توزیع است به نفع «خیر عمومی» یعنی آب در مقام یک حق عمومی تجدید نظر شود. آنچه به نظر من می‌تواند کمک کند، در پی‌گرفتن سیاست‌های مبتنی بر آمایش آب‌محور سرزمین و فعالیت‌های ارزش‌افزا با در نظر گرفتن حقابه محیط‌زیست و مستثنی کردن مصارف شرب و محیط‌زیست است. بدین نحو که این مصارف در مقام یک حق و خیر عمومی به رسمیت شناخته شده و پاس داشته شود.»

 انتهای پیام/

1405/08/04 16:30
بازگشت