رخدادشهر: دومین نشست «گذرگاه» با عنوان «تالاب بینالمللی گاوخونی؛ فرصتها و چالشها» به میزبانی انجمن علمی محیط زیست دانشگاه اصفهان و باشگاه شهروندی هایسیکل به مناسبت ۱۸ مهر"روز زایندهرود "برگزار شد.
در این نشست، عباس حاتمی، پژوهشگر حکمرانی آب با تشریح ابعاد مختلف بحران زایندهرود و گاوخونی اظهار کرد: تصویری که امروز از تالاب ارائه میشود تنها بخش کوچکی از مسئله است و برای فهم وضعیت موجود باید همزمان به سیاستگذاری، نظام برنامهریزی، اقتصاد، جامعه، تاریخ و شیوه حکمرانی منابع آب توجه کرد.
حاتمی با اشاره به اینکه تصویری که معمولاً از مسائل تالابها ارائه میشود تنها بخش کوچکی از واقعیت است، اظهار کرد: «وقتی درباره تالاب صحبت میکنیم، در واقع درباره یک مجموعه بههمپیوسته از مسائل سیاستگذاری، اقتصاد، جامعه، تاریخ و حکمرانی صحبت میکنیم.
توسعه پایدار؛ واژهای که حتی بیان آن در نظام برنامهریزی دشوار بود
این پژوهشگر حکمرانی آب با اشاره به تجربه نظام برنامهریزی کشور گفت: در دوره تدوین برنامه سوم توسعه، حتی استفاده از مفهوم «توسعه پایدار» با دشواریهایی مواجه بود و در برابر آن موضعگیری میشد، چرا که این واژه سابقه و جایگاه مشخصی در ادبیات سیاستگذاری کشور نداشت.
او افزود: "ما باید ببینیم با چه نظامهای برنامهریزی مواجه هستیم؛ نظامی که حتی وقتی از واژهای مانند توسعه پایدار استفاده میکنید، ممکن است آن را واژهای مصنوعی تلقی کند."
حاتمی با اشاره به شاخصهای بینالمللی وضعیت محیط زیست ایران ادامه داد"اگر شاخصهای بینالمللی را نگاه کنیم، تصویر چندان امیدوارکنندهای از وضعیت زیستمحیطی کشور به دست نمیآید و متأسفانه وضعیت تالابها نیز بخشی از همین تصویر کلی است."
وضعیت تالابهای ایران بحرانی تر از روند جهانی است
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با اشاره به روند جهانی خشکشدن تالابها در جهان گفت: "از حدود سال ۱۹۷۰ تاکنون، نزدیک به یکچهارم تالابهای جهان خشک شدهاند و این یک روند عمومی در دنیاست؛ اما مسئله این است که نمیتوان با استناد به همین روند عمومی، وضعیت ایران را توجیه کرد."
بر اساس آمارهای موجود، دستکم از سال ۲۰۱۲ تاکنون بیش از ۵۰ درصد تالابهای ایران خشکیدهاند. یعنی اگر روند جهانی را با وضعیت ایران مقایسه کنیم، میبینیم که شرایط ایران بهمراتب وخیمتر است.
او افزود: "بنابراین کسانی که میگویند خشکشدن تالابها یک روند عمومی در دنیاست، اگر بدون توجه به اعداد و شدت بحران در ایران صحبت کنند، عملاً بخش مهمی از مسئله را نادیده گرفته اند."
گاوخونی؛ فراتر از یک پهنه آبی
حاتمی در ادامه سخنان خود، تالاب گاوخونی را تنها یک پهنه آبی ندانست و گفت: "وقتی درباره گاوخونی صحبت میکنیم، درباره یک پدیده تاریخی و تمدنی صحبت میکنیم."
او با اشاره به گستره تاریخی گاوخونی و زایندهرود اظهار کرد: "در کمتر جایی میتوان رودخانهای را دید که در دل یک پهنه کویری چنین نقشی در شکلگیری سکونت، اقتصاد و تمدن داشته باشد."
او با اشاره به نامهای تاریخی روستاها و سکونتگاههای پیرامون زایندهرود و گاوخونی گفت: «نامهایی که در شرق اصفهان میبینیم، صرفاً نامهای جدید نیستند؛ بسیاری از آنها ریشه تاریخی و تمدنی دارند. وقتی درباره رودخانه و تالاب صحبت میکنیم، در واقع درباره تمدنی بزرگ صحبت میکنیم که طی قرنها در این منطقه شکل گرفته است."
پژوهشگر حکمرانی آب دانشگاه اصفهان با طرح یک پرسش درباره آینده منطقه گفت: "شاید زمانی برسد که فرزندان ما از ما بپرسند تالاب گاوخونی کجا بود؟ زایندهرود کجا بود؟ آن زمان این نسل چه پاسخی خواهد داشت؟"
او ادامه داد: «ما منابع آب زیرزمینی را تا حد زیادی از بین بردهایم و چیزی برای نسل آینده باقی نگذاشتهایم. نگرانی من این است که حتی نام و هویت این مناطق تا 100 سال آینده از بین برود."بعید نیست روزی منطقهای که هزاران سال هویت و تاریخ داشته، با تغییر مالکیتها و تغییرات اجتماعی به مجموعهای از نامهای جدید تبدیل شود و بخش بزرگی از تاریخ آن از بین برود."
بحران آب، بحران هویت اجتماعی و اقتصادی است
حاتمی با اشاره به تحولات اجتماعی شرق اصفهان گفت: «در گذشته، شهری در حاشیه زایندهرود وجود داشت با جمعیتی حدود هشت هزار نفر، در برخی سالها میزبان حدود سه هزار کارگر فصلی از مناطق دیگر بود. این نشان میدهد که اقتصاد منطقه تا چه اندازه به کشاورزی و جریان آب وابسته بوده است."
حاتمی ادامه داد: «امروز بخش زیادی از کشاورزان منطقه از زمین جدا و به سمت کارگری در صنایع و مشاغل دیگر رفتهاند. فردی که زمانی کشاورز و صاحب زمین بود، امروز به کارگر روزمزد کارخانه آرد تبدیل شده باشد." این تغییر تنها تغییر شغل نیست، بلکه به معنای تغییر ساختار اجتماعی و هویت منطقه است.
نابودی دانش کشاورزی منطقه با با خشکی زاینده رود
حاتمی یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده بحران آب را از بین رفتن دانش تجربی کشاورزان منطقه دانست و گفت: "کشاورزی که در شرق اصفهان کار میکرد، حاصل هزاران سال تجربه نسلهای مختلف در زمینه کشت را در اختیار داشت." این دانش در مورد کشت محصولاتی مانند پنبه و شیوههای کشاورزی منطقه نسل به نسل منتقل شده بود، اما امروز با کنار رفتن کشاورزان از چرخه تولید، بخشی از این دانش تجربی نیز در حال نابودی است."
او تأکید کرد: "نگرانی من فقط این نیست که زمینها به کویر تبدیل شوند؛ نگرانم که دانش و تجربهای که طی نسلهای متعدد شکل گرفته نیز از بین برود."
حکمرانی دولتی؛ از تنظیمگری تا مالکیت آب
حاتمی در بخش دیگری از سخنان خود، ریشه بخش مهمی از بحران آب را در شیوه حکمرانی بر منابع آب دانست. وی با اشاره به سابقه تاریخی مدیریت آب در ایران گفت: "حدود سه هزار سال است که در ایران سازوکارهای حکمرانی آب وجود داشته است. در دورههای مختلف، تلاش شده برای مدیریت آب و جلوگیری از تعارض میان بهرهبرداران، ساختارهایی ایجاد شود."
او با نقد رویکردهای متمرکز دولتی افزود: "مشکل از جایی آغاز میشود که نهاد تنظیمگر خود را به جای تنظیمکننده، مالک آب تصور کند."
حاتمی ادامه داد: "مقام تنظیمگر قرار نیست مالک آب باشد. اینکه یک مقام دولتی بتواند صرفاً با یک تصمیم، آب را از یک بخش به بخش دیگری منتقل کند، نشاندهنده تغییر جایگاه تنظیمگری به مالکیت است."
او با اشاره به انتقال آب از حوضه زایندهرود گفت: "در مواردی شاهد بودهایم که بخشی از آب از حوضه خارج شده و در نهایت همین آب به صنایع مختلف فروخته شده است. این پرسش جدی مطرح است که بر اساس چه مبنای حقوقی و عرفی، مقام تنظیمگر میتواند چنین تصمیمی درباره یک منبع عمومی بگیرد؟"
حاتمی با تأکید بر اینکه آب یک کالای عمومی است، گفت: "دولت در بهترین حالت باید نقش تنظیمگر داشته باشد، نه اینکه خود را مالک آب بداند و درباره نحوه تخصیص آن بدون توجه به ساختار اجتماعی و حقوق ذینفعان تصمیم بگیرد."
مهندسی بهتنهایی قادر به حل بحران زایندهرود نیست
این استاد دانشگاه همچنین با انتقاد از غلبه نگاه فنی و مهندسی در تصمیمگیریهای مربوط به آب گفت: در یکی از جلساتی که چهار سال پیش در استانداری برگزار شد، از حدود ۱۵ نفر حاضر، ۱۳ نفر متخصص فنی و مهندسی بودند. او خواستار حضور جدیتر رشتههای علوم انسانی در مسئله آب شد.
دانشگاه باید طلایهدار تغییر باشد
حاتمی با اشاره به نقش دانشگاه در شکلگیری جنبشهای زیستمحیطی گفت: "بخش مهمی از کمپینهای زیستمحیطی از دانشگاه شروع شده و سپس ساخت اجتماعی را با خود همراه کرده است." او افزود: "اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، دانشگاه یکی از مهمترین نقاطی است که این تغییر باید از آنجا آغاز شود."
ارزش اقتصادی گاوخونی؛ منفعت عمومی که دیده نمیشود
این پژوهشگر حکمرانی آب در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ارزش اقتصادی تالابها گفت: "در برخی برآوردهای بینالمللی، ارزش هر هکتار تالاب حدود ۱۰ هزار دلار برآورد شده و در برخی برآوردهای داخلی نیز ارقام پایینتری مانند هفت هزار دلار مطرح شده است."
حاتمی توضیح داد: "مشکل اینجاست که بخشی از منافع حاصل از بهرهبرداری از آب و زمین به افراد یا گروههای خاص محدود شده است در صورتی که عمده منافع تالاب به صورت کالای عمومی باید در اختیار همه جامعه قرار بگیرد. تلطیف هوا، کاهش گردوغبار، تنوع زیستی، گردشگری و بسیاری از خدمات اکوسیستمی بخشی از این منافع عمومی است.
تالاب گاوخونی؛ کالای عمومی بدون صاحب مشخص
حاتمی با بیان اینکه «تالاب و رودخانه متأسفانه صاحب مشخصی ندارند»، اظهار کرد: "افراد ذینفعی که از رودخانه و تالاب استفاده میکنند، طبیعی است که منافع شخصی خود را بر منافع عمومی ترجیح دهند؛ بنابراین باید سازوکاری برای حفاظت از منفعت عمومی ایجاد شود." او ثبت جهانی گاوخونی را نیز بهتنهایی کافی ندانست و گفت: «گاوخونی سالهاست در فهرست جهانی قرار دارد، اما ثبت جهانی بهتنهایی نتوانسته مانع نابودی تالاب شود.»
حاتمی اضافه کرد: "اگر با قلم و تصمیمهای سیاستگذاری میتوان تالاب را از بین برد، با قانون، سیاستگذاری درست و اراده اجتماعی نیز میتوان برای احیای آن اقدام کرد."
بحران را عادی نکنیم
در بخش دیگری از نشست، حاتمی درباره خطر عادیشدن خشکی زایندهرود هشدار داد.اگر به جایی برسیم که جامعه بپذیرد زایندهرود باید خشک باشد و فقط گاهی آب در آن جریان پیدا کند، حیات اجتماعی و فرهنگی مرتبط با رودخانه به تدریج از بین خواهد رفت.
پژوهش بیشتر راه حل نیست؛ باید اقدام کرد
حاتمی با انتقاد از ارجاع مکرر مسئله زایندهرود به پژوهشهای جدید گفت: «هر جلسهای که میروم، میگویند پژوهش انجام دهید. من معتقدم حوضه زایندهرود در شرایط فعلی بیش از پژوهش، به اقدام نیاز دارد." او افزود: «مسائل و نظام مسائل حوضه زایندهرود تا حد زیادی شناخته شده است. مشکل اصلی کمبود اطلاعات نیست؛ مشکل، نبود اقدام، گفتمانسازی و فشار اجتماعی مؤثر است."
این پژوهشگر حکمرانی آب با اشاره به پراکندگی گروههای فعال در حوزه آب و محیط زیست گفت: «ما تیمسازی نکردهایم و بیشتر حرفهای پراکنده زدهایم. گروههای متعددی وجود دارند، اما بسیاری از آنها با یکدیگر همکاری نمیکنند.»
او پیشنهاد کرد: «باید نهادهای مدنی و سمنهایی شکل بگیرند که به صورت تخصصی و مشخص در حوزه زایندهرود فعالیت کنند.»حاتمی ادامه داد: «بعد از شکلگیری چنین نهادهایی باید به سمت جذب گسترده اعضا برویم. برای من زمانی یک تشکل مدنی اثرگذار است که بتواند دستکم دهها هزار و در نهایت صدها هزار نفر را حول یک مسئله مشخص سازماندهی کند.»
او تصریح کرد: «وقتی یک تشکل بتواند با پشتوانه صدها هزار عضو با نماینده مجلس یا مسئول دولتی گفتوگو کند، قدرت اجتماعی آن قابل مقایسه با گروههای کوچک و پراکنده نیست.»
حاتمی با تأکید بر ضرورت گفتوگو با مسئولان گفت: «حاکمیت نیز بخشی از این مسئله است و باید با آن گفتوگو کرد.»او تأکید کرد که گفتوگو با مسئولان باید بر پایه دلسوزی و ارائه مسئله به عنوان یک بحران مشترک شکل بگیرد و افزود: «این مسئله فقط مشکل کشاورزان نیست؛ مشکل همه جامعه است.»
زایندهرود را از مسئله کشاورزی به مسئله عمومی تبدیل کنیم
حاتمی یکی از مهمترین اقدامات اجتماعی را تغییر صورتبندی مسئله دانست و گفت: «باید آب را از یک مسئله صرفاً کشاورزی به یک مسئله عمومی تبدیل کنیم.»
او افزود: «فردی که در اصفهان زندگی میکند، کسی که در حوزه ساختوساز فعالیت دارد، صنعت فولاد و سایر بخشهای اقتصادی، همگی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با مسئله آب درگیر هستند.»
به گزارش خبرنگار رخدادشهر، او با اشاره به فرونشست زمین هشدار داد: «اگر فرونشست زمین فراگیر شود، ابعاد بحران بسیار گستردهتر خواهد شد و بخشهای مختلف اقتصادی و زیرساختی استان را تحت تأثیر قرار خواهد داد.»
صنایع باید به «همسایه خوب» تبدیل شوند
حاتمی با اشاره به نقش صنایع گفت: «برخی صنایع که در گذشته نگاه چندان جدی به محیط زیست نداشتند، امروز به سمت تأمین آب از مسیرهایی مانند شیرینسازی و انتقال آب رفتهاند؛ هرچند این روشها نیز مسائل و پیامدهای خاص خود را دارند.»وی افزود: «اما همین تغییر نشان میدهد که مسئله آب و محیط زیست به تدریج برای صنایع نیز به یک ضرورت تبدیل شده است.»
این پژوهشگر پیشنهاد کرد صنایع بزرگ استان مسئولیت اجتماعی خود را از فعالیتهای پراکنده به سمت حل مسئله آب و محیط زیست هدایت کنند. او گفت: «صنایع باید از خود بپرسند آیا واقعاً همسایه خوبی برای جامعه و محیط پیرامون خود بودهاند یا نه. اگر نبودهاند، باید تلاش کنند به یک همسایه خوب تبدیل شوند.»
شبکه سازی، گفتوگو و منابع مالی؛ سه محور برای عبور از بحران
حاتمی در جمعبندی سخنان خود، سه محور را برای حرکت از مرحله آگاهی به اثرگذاری واقعی ضروری دانست: «کار تشکیلاتی و شبکه سازی، گفتوگو با حاکمیت و تأمین منابع مالی.»
او تأکید کرد: «آگاهیبخشی به تنهایی کافی نیست. اگر میخواهیم مشارکت مردم به اثرگذاری واقعی تبدیل شود، باید سازمان اجتماعی ایجاد کنیم، گفتمان مشترک بسازیم، با حاکمیت گفتوگو کنیم و برای اجرای برنامههای مشخص منابع لازم را فراهم کنیم.»
حاتمی تأکید کرد که آینده گاوخونی و زایندهرود صرفاً به سرنوشت یک تالاب و یک رودخانه محدود نیست، بلکه به آینده محیط زیست، اقتصاد، هویت تاریخی و اجتماعی و کیفیت زندگی نسلهای آینده اصفهان و ایران گره خورده است.
حاتمی با بیان اینکه طرحهای انتقال آب نیز باید بر اساس منطق علمی، ارزیابی دقیق و بررسی همه ابعاد و پیامدهای آن دنبال شوند و نمیتوان انتقال آب را بهعنوان راهکار اصلی حل بحران آب مطرح کرد، گفت: بر اساس بند ۱۲ قانون برنامه پنجم توسعه، صنایع موظف هستند برای تأمین و حفظ منابع آب مورد نیاز خود به سمت استفاده از منابع آب نامتعارف حرکت کنند.
رخدادشهر نوشت، این کارشناس حوزه آب با اشاره به طرحهای شیرینسازی و انتقال آب به اصفهان، گفت: در این طرحها در سه فاز، شیرینسازی حدود ۲۰۰ میلیون مترمکعب آب و انتقال آن به استان اصفهان مطرح شده است، اما میزان آبی که در نهایت به اصفهان خواهد رسید، با رقم اعلامشده فاصله دارد.
حاتمی ادامه داد: برآورد این است که در بهترین حالت طی ۱۰ سال آینده حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون مترمکعب آب از محل این طرحها به اصفهان اضافه شود که در مقایسه با کسری موجود منابع آب استان، رقم قابل توجهی نیست.
او با بیان اینکه انتقال این میزان آب نمیتواند کسری بزرگ منابع آب را جبران کند، تصریح کرد: اگر کسری منابع آب را حدود یک میلیارد مترمکعب در نظر بگیریم، انتقال ۶۰ تا ۷۰ میلیون مترمکعب آب نمیتواند مسئله اصلی را حل کند و نباید درباره ظرفیت این پروژهها بزرگنمایی شود.
حاتمی تأکید کرد: طرحهای انتقال آب، حتی در صورت اجرا، بهتنهایی قادر به حل مشکل آب صنایع نیستند و باید مشخص شود آب انتقالی دقیقاً چه میزان از برداشت صنایع از منابع موجود را کاهش میدهد.
او افزود: اینکه گفته شود با انتقال آب، یک صنعت دیگر از رودخانه برداشت نخواهد کرد، بهتنهایی به معنای حل مسئله آب نیست؛ بلکه باید آثار واقعی این اقدام بر منابع آب حوضه و میزان کاهش برداشت از منابع موجود مشخص شود.
این کارشناس حوزه آب با تأکید بر ضرورت حرکت به سمت راهکارهای پایدار گفت: نظام مسائل آب یکوجهی نیست و متغیرهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، محیطزیستی، کشاورزی، صنعتی و حکمرانی در آن دخالت دارند؛ بنابراین نمیتوان با اجرای یک پروژه، انتظار حل بحران را داشت.
حاتمی ادامه داد: برنامههای اقدام برای بسیاری از مسائل آب تدوین شده است، اما مشکل اصلی، اجرا نشدن این برنامههاست و در این شرایط، ایجاد مطالبه عمومی و گفتمانسازی میتواند به اجرای راهکارهای علمی کمک کند.
حاتمی خاطرنشان کرد: برای نجات زایندهرود و گاوخونی، باید از رویکرد پروژهمحور و اتکای صرف به انتقال آب فاصله گرفت و اصلاح حکمرانی، اجرای برنامههای اقدام، کاهش برداشت از منابع و حرکت به سمت تأمین پایدار آب را در دستور کار قرار داد.
انتهای پیام/
