رخدادشهر: مشکل فقط اختلاف میان آمار و تجربه روزمره مردم نیست بلکه خود مبنای این ادعا نیز محل پرسش است. مقایسه قیمتها با یک ماه قبل، بهتنهایی نمیتواند تصویر درستی از وضعیت معیشت ارائه دهد. وقتی قیمتها در یک بازه طولانی جهش کردهاند و قدرت خرید خانوار بهشدت کاهش یافته، افت چنددرصدی یک شاخص ماهانه نمیتواند بهسادگی به معنای ارزان شدن کالاهای اساسی تعبیر شود. آنچه برای مردم اهمیت دارد، این است که با درآمد امروز خود چه میزان از نیازهای ضروری زندگی را میتوانند تامین کنند.
از سوی دیگر اگر کالاهای اساسی واقعا ارزانتر شدند چرا فشار هزینه غذا همچنان یکی از مهمترین دغدغههای خانوارهاست و چرا بخش بیشتری از مردم ناچار به حذف یا کاهش مصرف برخی اقلام شدند؟ فاصله میان آنچه در گزارشهای رسمی و روی کاغذ از قیمتها روایت میشود و آنچه مردم در بازار لمس میکنند حالا آنقدر جدی شده که نمیتوان با یک عدد و یک مقایسه ماهانه از کنار آن گذشت.
نگاهی به عملکرد دولت چهاردهم
در این میان پرسش اصلی نه فقط درباره چند درصد کاهش قیمت بلکه درباره صحت این تصویر از بازار است: آیا واقعاً کالاهای اساسی ارزان شدهاند یا آمارهای انتخابشده، تنها بخشی از واقعیتی بسیار بزرگتر را نشان میدهند؟
جهان صنعت نوشت، حسین راغفر، کارشناس مسائل اقتصادی در این باره گفت: مشخص است که مسوولان با واقعیتهای جامعه ارتباط ندارند و مشکلات و مسائل مردم را نمیدانند یا اینکه واقعا از وضعیت گرفتاریهای مردم اطلاع دارند اما خودشان را در قبال این مصیبتها مسوول نمیدانند و آن را انکار میکنند. آنچه امروز مردم با آن مواجه هستند، یک فاجعه بوده که در کشور درحال رخ دادن است.
وی ادامه داد: دولت چهاردهم در زمان ورود، نرخ ارز را حدود ۴۸هزارتومان تحویل گرفت و در مدت دوسال این نرخ به حدود ۲۷۵هزارتومان رسیده است. طبیعی است اگر یک آدم منصفی وجود داشته باشد، معنای این اتفاق را به درستی درک خواهد کرد. معنای آن، نابودی زندگی میلیونها نفر ایرانی است.
پیامدهای ترسناک و تصاویر تکان دهنده
راغفر ادامه داد: امروز بسیاری از مردم دیگر نمیتوانند به دارو دسترسی داشته باشند و حتی قادر نیستند یک سفره حداقلی برای خودشان تهیه کنند. رییس دولت کنونی سه وعده به مردم داده بود: مبارزه با گرسنگی، ارائه خدمات سلامت همگانی و آموزش همگانی. اگر وضعیت امروز جامعه را در هر یک از این سه حوزه بررسی کنید، میبینید با چه شرایط اسفباری مواجه هستیم. این در حالی است که امکان دسترسی به همین اهدافی که رییس دولت کنونی برشمرده، وجود داشته اما متاسفانه انتخاب افراد نادرست سبب شده این فاجعه در کشور به وجود بیاید.
راغفر در پاسخ بهاینگفته همیشگی مسوولین که کالاهای اساسی به وفور در بازار وجود دارد نیز گفت: وزیر مربوطه میگوید کالا بهوفور وجود دارد اما توجه نمیکند که مردم قدرت خرید ندارند. این پدیدهای است که اتفاقاً در برخی قحطیهای دنیا نیز رخ داده است. در بنگلادش در اوایل دهه۱۹۷۰ همین اتفاق افتاد یعنی کالا وجود داشت اما مردم بهویژه فقرا قادر به خرید آن نبودند و بههمیندلیل میلیونها نفر از قحطی جان باختند.
سیاستهای غلط دولت
این کارشناس مسائل اقتصادی ادامه داد: امروز در کشور ما نیز متاسفانه سیاستهای غلطی که دولت با همکاری مجلس دنبال میکند میتواند به شکلگیری چنین وضعیتی منجر شود یعنی قحطی در عین فراوانی کالا و کالاهای اساسی. بسیاری از مردم واقعاً از حداقلهای زندگی محروم شدهاند. بیماریهایی که در اثر مسائل مختلف، ازجمله فقر و محرومیت، بر مردم تحمیل میشود، در بسیاری از موارد دیگر امکان درمان ندارند. امروز دیگر بسیار متعارف شده است که افرادی که بیمار میشوند قادر به تهیه دارو نباشند. پیامدهای این وضعیت هم برای سلامت مردم و هم برای سفره خانوار بسیار تکاندهنده است.
راغفر در ادامه هشدار داد: این مساله فقط به وضعیت امروز مردم محدود نمیشود. جوانان و نوجوانان ما امروز نمیتوانند تغذیه مناسب داشته باشند و این وضعیت میتواند آینده نسل بعد را با ناهنجاریهای جسمی و روحی مواجه کند. واقعا مسائل و مشکلات بسیار گسترده است و اقداماتی که دولت چهاردهم تا امروز انجام داده به یک وضعیت بسیار نامناسب در تاریخ معاصر کشور منجر شده است. در هر حوزهای که دست بگذارید، با بحرانهای جدی مواجه هستیم.
وی افزود: امروز مساله فرهنگ نیز کاملا فراموش شده است. با افزایش قیمت ارز، اصلا بسیاری از مردم قادر به خرید کتاب نیستند. این مساله کوچکی نیست. درمیان بحرانهای متعددی که جامعه با آن روبهرو بوده همین مساله فرهنگ و دسترسی به حداقل ابزارهای فرهنگی، ازجمله کتاب یک فاجعه بزرگ فرهنگی است که درحال رقمخوردن است.
اینکارشناس مسائل اقتصادی درباره ریشههای وضعیت فعلی گفت: علت اصلی آن سلطه یک تفکر خاص است که سالیان سال، یعنی نزدیک به ۳۸سال گذشته بر کشور حاکم بوده است. منتها امروز معیشت و زندگی مردم را هدف گرفته است.
متاسفانه بهنظر میرسد اصلا گوش شنوایی در کشور وجود ندارد. گروهی فقط هدفشان غارت منابع فراوانی است که دراختیار جامعه قرار دارد.
راغفر در خاتمه سخنانش گفت: در این میان مسوولان بهویژه دولت، کارشان جز تخریب ظرفیتهای نهتنها حال حاضر بلکه آینده کشور و نسلهای آینده وظیفه دیگری را بهدرستی انجام نمیدهند و درچنینشرایطی جز امید چارهای باقی نمیماند!
انتهای پیام/
